X
تبلیغات
رایتل
شقایق

شقایق

پنج‌شنبه 15 مهر‌ماه سال 1389

 می خوای این ابرُ برات ناپدید کنم؟ 

  یهو می بینم حوالی درخت انجیره شلوغه.. صدای ارّه برقی میاد ... 
نه !!!
لابد یه مرضی بهش افتاده.. وگرنه که انجیرای خوبی میداد...عین عسل
چشمامو می بندم و میرم جلو ..اگه بریده باشنش میگیریم به فال بد اگه نبریده باشنش فال نیک ! 
چشمامو باز میکنم 
...
.. 

سر جاشه !!!! 

فقط هرسش کردند!  ....تو دلم یه چیزی انگار آروم میگیره...
اما شاخه های تنومندی ازش زدن...شاید خیلی طول بکشه دوباره بشه مثه قبلش ..سه سال ،چهارسال..نمی دونم من که باغبون نیستم ،شایدم یه سال !  

دلم گرم میشه  وقتی میبینم از بیخ نبریدنش..   

حیف بود..  انجیرای خوبی میده ..عین عسل 



ملقب به عسل
استامینوفن
ارداویراف
می نی مالیده
قصه های عامه پسند
forgotten shadow
آدم نصفه نیمه
ما مهره نیستیم
گیس گلاب
!من که آبی نبودم


آرشیو