X
تبلیغات
رایتل
شقایق

شقایق

سه‌شنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1387
ماییم و موج سودا !

وارد اِستِپ تو میشویم ! میترسم !!!!! از اِستِپ تیری میترسم !!!!! هرچند هم بی تابانه انتظارش را میکشم ولی میترسم
و آنجاست که اگر به اِستِپ تیری رسید ..... باید کند!!!
احساس خطر میکنم
بسیــــــــــــــــــــــــــــار
و آنجا که آدمی به کندن میرسد ، آن هم از نوع « دل » کندن ، احساس خطر میکند، بسیـــــــــــــــــــــــار!!!!

گفتم احساس خطر میکنم؟
آره خلاصه احساس خطر میکنم
یعنی یه جورایی احساس خطر میکنم
خوبشو بخوای بدونی احساس خطر میکنم
حقیقت اینه که احساس خطر میکنم
من احساس خطر میکنم
احساس خطر میکنم
لامصب احســـــــــــــــــــــــــــاس خطر میکنم
میفهمـــــــــــــــــــــــــــــــــی؟ نمی فهمی که




ملقب به عسل
استامینوفن
ارداویراف
می نی مالیده
قصه های عامه پسند
forgotten shadow
آدم نصفه نیمه
ما مهره نیستیم
گیس گلاب
!من که آبی نبودم


آرشیو