X
تبلیغات
رایتل
شقایق

شقایق

سه‌شنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1384

اینقدر دلم میخواد حرف اون آقاهه که تو تلوزیون بود رو یادم بیاد
هرچی بود دور و ور همین بود که:


محبت یا دوست داشتن  مثه بانک می مونه و هر آدمی که شما رو می رنجونه شما با استفاده از اون سرمایه ای که دارین اونو می بخشین و یا اگه خواسته ای ازتون داره شما می تونین بهش وام بدین حالا اینکه اون آدم چقدر براتون عزیز هست تعیین میکنه شما  چند واحد محبت خرجش کنین ...
و در شرایط مشابه اون شخص هم یه سری از توقعات شمارو بر آورده می کنه و  و این طوری وامی رو که از شما گرفته پس می ده و از سرمایه شما چیزی کم نمیشه...
 ولی اگه این بده بسون وجود نداشته باشه  ... جایی میرسین که شما هی از سرمایه خودتون خرج می کنین و چیزی جایزگینش نمی شه...و دیگه هیچ واحد محبتی براتون باقی نمونده که بوسیله اون  بتونید ببخشید و فراموش کنید..
 


حالا چقدرش رو از خودم در آوردم نمیدونم .....



ولی وقتی دلخوری و کینه و سوء تفاهم و مشاجره پیش بیاد، خدا نکنه که حریم ها شکسته بشه و قبح بعضی چیزا بریزه  ...اونجاست که هیچ چیز نمیتونه رابطه رو به شکل اولش برگردونه و جای زخم ها هرچقدر هم که زمان بگذره ترمیم نمیشه..
و توی این شرایط کسی بیشتر ضربه می خوره که بیشتر رفته تو بحر رابطه.


اینه که آدم نباید کلاً زیادی بره تو بحر چیزی..
و نباید به بازیکن های اصلی وابسته شد ...
وابستگی با خودش حساسیت میاره و توقع...


همیشه باید اعضای ذخیره قوی ایی هم داشت !!



ملقب به عسل
استامینوفن
ارداویراف
می نی مالیده
قصه های عامه پسند
forgotten shadow
آدم نصفه نیمه
ما مهره نیستیم
گیس گلاب
!من که آبی نبودم


آرشیو